عباس قديانى
587
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
خلفاى پيامبر اسلام خواندند و جز ايران كه به ابتكار شاه اسماعيل مذهب شيعه را پذيرفت و زير بار آنان نرفت بر ديگر ممالك اسلام و اروپا و شمال افريقا به نام خلافت حكومت كردند . عجم عنوانى كه اعراب بر ملل غير عرب اطلاق كردهاند . از آنجا كه نيرومندترين همسايهء اعراب ايرانيان بودهاند ، عنوان عجم بيشتر به ايرانيان و فرس گفته شده است ، و با اينكه عنوان « عرب و عجم » در آغاز معنى « عرب و غير عرب » داشته ، اما بعد معنى « عرب و ايرانى » به خود گرفته است . عراق عرب ( - سواد ) در مقابل عراق عجم ( - جبال ) . عجمستان ممالك فارسى ، ممالك عجم و اين اطلاق مربوط به بعد از اسلام است و چون زبان مردم غير عرب را نمىفهميدند آن را عجم نام نهادند . عذيب عذيب در دورهء ساسانى يكى از ايستگاههاى پنجگانه ايران براى پذيرايى سفيران خارجى و يكى از پادگانهاى نظامى در مرز غربى ايران و در حاشيهء صحرا بود كه در مرز نجد و در شش ميلى غرب قادسيه قرار داشت و تا حيره بيست و يك ميل فاصله داشت . عذيب را معمولا با قادسيه ذكر مىكنند كه آن هم يكى از پادگانهاى نظامى ايران در حاشيه صحرا بود و به سبب جنگى كه در آنجا بين اعراب و سپاهيان ساسانى روى داد شهرتى بيش از عذيب و ساير پادگانهاى مرزى ايران يافت . عراق عجم 1 - ولايت ايران ، در اصطلاح جغرافياى تاريخى ، نامى كه از قرن 6 ه . ق . در عهد سلاطين متأخر سلجوقى ، جايگزين نام جبال يا بلاد الجبل گرديد . قيد عجمى براى تشخيص اين ناحيه از ناحيهء عراق عرب در بين النهرين بود ، و هردو قسمت را عراقين ( - دو عراق ) مىخواندند . ناحيهء جبال ناحيهء كوهستانى ممتد از دشتهاى بين النهرين تا كوير مركزى ايران و همان ناحيهاى است كه يونانيان آن را مديا مىخواندند . 2 - در تقسيمات جغرافيايى كشور قبل از 1316 ه . ق . عراق عجم نام ولايتى از ولايات ايران ، مطابق شهرستانهاى اراك و تفرش بود كه اين عراق عجم را نبايد با عراق عجم در اصطلاح جغرافياى تاريخى خلط كرد . عروة الوثقى روزنامهاى كه سيد جمال الدين اسدآبادى در پاريس منتشر مىساخت . عز الدين حسين غورى از امرا و سلاطين آل شنسب در ولايت غور ؛ پسر قطب الدين حسن غورى . وى در زمان سلطنت ( 511 - 552 ه . ق . ) سلطان سنجر مىزيست . عز الدين لر ملك عز الدين ابن شجاع الدين . فرمانرواى لر كوچك و شانزدهمين اتابك از سلسلهء اتابكان لر كوچك ، فرزند شجاع الدين محمود لر ، در 12 سالگى ، بعد از وفات پدر ، به جايش نشست . با خاندانهاى